برتولد اشپولر ( مترجم : جواد فلاطورى )
53
تاريخ ايران در قرون نخستين اسلامى ( فارسي )
قدرت ضربتى سپاه ، كه همه چيز بدان بستگى داشت ، لطمه مىخورد . « 2 » تحت چنين شرايطى مىبايستى اعراب به خود بقبولانند كه شهرها و مزارعى را كه با زور به تصاحب درمىآورند ، به صاحبان آن واگذار كنند ، « 3 » زيرا كه اين روش از لحاظ اقتصادى مفيدتر بود . فقط املاك سلطنتى ( املاك شاه ايران ) به « خداوند و فرستادهاش » تعلق يافت ، يعنى دولتى شد . « 4 » معمولا پس از يك يا چندين نبرد ، « 5 » قراردادى منعقد مىشد كه شرايط سختى را ( بهويژه دربارهء موقعيت اسيران ) « 6 » در بر داشت ، و همزمان به طرق مختلف به كشتار تعداد زيادى ( دستهجمعى ؟ ) مردان بالغ ساكن منطقه مربوط منجر مىشد ، اما با اينهمه بايد دانست كه فاتحان عرب هيچگاه به فكر خالى كردن كامل هيچ منطقه نيفتادند ( اين رفتار در جاهاى ديگر نيز ملاحظه شده است ) . « 7 » ما در اين رابطه تعداد زيادى از قراردادهاى مربوط به اطاعت را مىشناسيم كه از طريق حقوق عمومى ، وضع اهالى بومى را نسبت به اعراب مشخص كرده است . همچنين وقتى كه صريحا از پيكار گستردهاى گزارش شده و يا سخن از اطاعت اجبارى است همواره در پايان به قراردادى برخورد مىكنيم كه حد اقل در دوران اوليهء استيلا از نظر مضمون نمونهء ثابتى دارد و به جهت شكل ابتدايى سند از نظر فنى ، مىتوان اصالت محتوايى آن را كاملا پذيرفت ؛ از آن مهمتر اينكه تاريخ تحرير هر سند « 8 » در موارد مختلف آشكارا ذكر شده است . اين گونه قرارداد
--> ( 2 ) . ممنوعيت اسكان كه بنا به قول معروف از جانب عمر وضع شده بود ، طبق نظر Caet . V 397 - 399 . 429 - 433 هرگز به اجرا درنيامد . ( 3 ) . از مقررات مربوطه كه عمر وضع كرده است ، بلاذرى : فتوح البلدان : ص 384 به تفصيل گزارش داده است . - همچنين رجوع كنيد به : Caet . V 333 - 342 , 360 f . ( 4 ) . طبرى : تاريخ 1 ، ص 2899 : مرو الروذ . ( 5 ) . طبرى : تاريخ 1 ، ص 2472 ؛ ابن اعثم كوفى : فتوح ، ج 2 ، ص 143 و بعد ؛ Karat , Kut . 408 , 420 ( 6 ) . مرزبان سرخس سال 2 / 31 ه / 652 م : بلاذرى : فتوح البلدان ، ص 405 . - سمرقند : بلاذرى : فتوح البلدان ، ص 411 . - سغديان سمرقند ، سال 56 ه / 676 م : طبرى : 2 ، 179 . ( 7 ) . رجوع كنيد به : Carl Heinrich Becker in der EI II , 13 - 20 . ( 8 ) . بلاذرى : فتوح البلدان ، ص 399 ، 406 . - در مورد شكل ظاهرى چنين اسنادى ( به علت آنكه اشكالاتى در اصل -